bismuth

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.

متوجه می‌شی من چی می‌گم؟!

یه پسر عموی کوچولو دارم که چند‌ماه پیش تازه حرف زدن رو یاد گرفته بود. فقط هم مامان و بابا و یه سری چیز‌های دیگه می‌گفت و دایره‌ی لغاتش هنوز محدود بود. یادمه اون موقع ازش فیلم گرفتم و خیلی اتفاقی و بی هدف ازش پرسیدم:« متوجه می‌شی من چی …
۰ ۱۴۰۵/۰۴/۱۸

کوه‌های بلند چهارگوش

همین یکم پیش موقع خرد کردن سیب‌زمینی ‌ها از پنجره آشپزخونه به بیرون نگاه کردم. یه جرثقیل برای ادامه ساخت ساختمون جدید روبه‌رو آورده بودن. حرکات جرثقیل رو دنبال می‌کردم و می‌دیدم که چطور رنگ نارنجی توی رنگ آبی آسمون جا باز می‌کنه. دست خودم نیست، هر ساختمون جدیدی که …
۰ ۱۴۰۵/۰۴/۰۶

تو

گاهی به بچگی‌‌هام فکر می‌کنم. مخصوصاً هفت سال اول زندگی‌ام. من هفت سال اول زندگی‌ام رو در شهر پل سفید واقع در استان مازندران گذروندم! و خیلی دلم برای اون دوران تنگ می‌شه. اونجا یک منطقه کوه‌پایه‌ای بود و هروقت قطار رد می‌شد، ما صداش رو می‌شنیدیم. من به طرف …
۰ ۱۴۰۵/۰۴/۰۵

سرماخوردگی

دیروز، آقای ۲ به طرز عجیبی سرما خورد! جالبه که اون روز حالش خیلی خوب بود، کاملاً سرحال! ولی شب یهو دیدم که تب کرده. نسبت به همه چی خیلی حساس شده بود. من کنارش دراز کشیدم و شروع به نوازش موهاش کردم. بهش گفتم که بخوابه. گفت نه، منتظره …
۰ ۱۴۰۵/۰۳/۲۶

گالری من

«https://t.me/Oopsmig» این چنل گالری من هست بچه‌ها! اونجا عکس‌هایی که می‌گیرم رو آپلود می‌کنم. خیلی دوست داشتم یک سری از عکس‌ها رو در بلاگیفای هم آپلود کنم و با شما‌ها به اشتراک بذارم ولی نتیجه اون‌طور که می‌خواستم مورد رضایت من نبود... پس تصمیم گرفتم آدرس چنلم رو در اینجا …
۰ ۱۴۰۵/۰۳/۱۹