یکی از چیزای عجیب در مورد من اینه که گاهی وقتا یه سری تصاویر یا اگر بشه گفت ویدیو! در قالب یک لحظه خاص از جلوی چشم من رد میشه. خیلی چیزا رو به سرعت میبینم مثلا شاید اون لحظه نیم ساعت طول میکشه ولی کل این لحظه رو توی …
بعد از یه پیادهروی تقریبا طولانی و فکر کردنِ زیاد به تو، اسنپ گرفتم برگردم خونه. خدا خدا میکردم رانندهاش از اینا باشه که حرفی نمیزنن تا بتونم پنجره رو بدم پایین و باد بخوره به صورتم و چشمامو ببندم و به هیچی فکر نکنم. وقتی رسید نشستم و کمربندم …
یه سری اتفاقات توی زندگی ما ممکنه بیوفته که بگیم "تجربه شد" خیلی وقتا این تجربهها به درد میخورن. مثلا کمترین استفادهای که میشه ازشون کرد اینه که توی یه جمع حرف بزنی! یا به یکی مشاوره بدی. مثلا سرت کلاه بره توی یه معاملهای، برای بعدا هم به دردت …
آخرین پیامت توی اینستاگرام اینه: "توی تاریکی به صفحه مانیتور زل نزن چشمات ضعیف میشن" به هیولا میگم "به نظرت واقعا نگران بود یا تظاهر میکرد؟" هیولا یکم صفحه چت رو بالا پایین میکنه و میگه "از یه پیام که نمیشه فهمید ولی از چیزایی که توی این هفت سال …
آن که مرا آرزوست دیر میسر شود وین چه مرا در سرست عمر در این سر شود تا تو نیایی به فضل رفتن ما باطلست ور به مثل پای سعی در طلبت سر شود برق جمالی بجست خرمن خلقی بسوخت زان همه آتش نگفت دود دلی برشود ای نظر آفتاب …