از صبحه که دارم حملههای هراس زیادی رو تحمل میکنم. نمیدونمم چرا. نمیدونم چی شده. اگر داری این نوشته رو میخونی لابد تو دلت میگی مسئولش تو نیستی! آره باشه مسئول هیچی تو نیستی. کچل کردی منو. از الان تا یه مدت نامعلومی شما مسئول هیچی نیستی خب؟ اگر داری …
احتمالا شنیده باشی که "از وقتی اولین نفر به دوستام پیام ندادم، آدم تنهایی شدم!" منم همینطوری شدم... از وقتی که خواستم به خودم احترام بذارم، تقریبا تمام دوستامو از دست دادم! خانم دکتر داروسازه، که مثلا ادعاش میشد ۵-۶ سال با من دوسته، که کلی توی پایان نامهاش برای …
خر ذوق ترین آدم دنیا وارد ساختمانی که کلینیک روانشناسی توش هست وارد شدم، چرا؟ چون برقا رفته بود! همه نالان، من خوشحاال! چون عاشق تاریکیام. خانم دکتر هم اینو میدونه، میگفت خب خوبه! برای تو که مشکلی نداریم! گفتم آرهه، اصلا چه بهتر که نیست! چون برق باشه و …
من از زمانی که کامپیوتر نداشتم، وبلاگ داشتم! یعنی تقریبا ۲۰ سال پیش! درسته! چند تا وبلاگ عوض کردم، چون تو کارم جدی نبودم، اما خب از یه جا به بعد سعی کردم فقط روی یه وبلاگ کار کنم، و همینطور روی مهارت نویسندگی کار کردم. اینا رو دارم میگم …
حق ندارم از تو بگم، از تو بخونم یا از تو غصه بخورم، این چیزا رو باید بذارم برای وقت خودش. تراپیستم گفته... آخه خب تقصیر تو چیه که وسط هفته به دنیا اومدی؟ این شد سومین تولدی که نیستی... نمیتونم بهت پیام بدم... نمیتونم بهت تبریک بگم. چون یا …