دیوارهای تالار اصلیِ قلعه سیاه از نو رنگ شدند و مشعلهایی نو به فاصله یک متر و سی و سه سانتی متر از هم روی دیوارها نصب شدند. سر میزِ درازی بانوی طلایی پوش با یه لباس طلایی رنگ که با کفش و موهاش سته ایستاده و سمت چپش شاه …
هوا کم کم داره سرد میشه. من عاشق پاییز و زمستونم. میتونم توی تاریکی و سکوت لپ تاپ رو بردارم ببرم زیر پتو و به صدای بارون یا برف یا باد گوش بدم! حالا فعلا که خبری از بارون و برف نیست ولی کامپیوتر رو خاموش میکنم و لپ تاپ …
امروز صبح که بیدار شدم، صبحونه که خوردم، نشستم پای سیستم و یه صفحه گوگل داک باز کردم، چند تا تب مختلف توش ساختم، کتابهایی که خریدم بخونم ولی نخوندم، سریالهایی که نصفه دیدم، پروژههایی که نصفه موندن، کارهایی که دلم میخواد انجام بدم، کارهایی که دلم نمیخواد ولی باید …
من از زمانی که زندگی برام شروع شد، دیدم باید مستقل باشم. لذا هیچوقت از اون یکی حالت یعنی وابسته بودن خبر ندارم! نمیدونم اون بهتره یا این. اما از ۴ سالگیم که دیدم هیچکس کمکم نمیکنه کمربندم رو ببندم. توی صف مدرسه وقتی اولیا میومدن دست بچه هاشون رو …
حالم خوب نیست! تا حالا شده حالتون خوب نباشه و ندونید چرا؟ من هر وقت حالم خوب نیست میشینم مینویسم. مینویسم حالم خوب نیست چون این مشکل هست، حالم خوب نیست چون پولم کمه، حالم خوب نیست چون فلان اتفاق نیوفتاده، حالم خوب نیست چون فلان حس رو دارم. اما …