یه سری اتفاقات توی زندگی ما ممکنه بیوفته که بگیم "تجربه شد" خیلی وقتا این تجربهها به درد میخورن. مثلا کمترین استفادهای که میشه ازشون کرد اینه که توی یه جمع حرف بزنی! یا به یکی مشاوره بدی. مثلا سرت کلاه بره توی یه معاملهای، برای بعدا هم به دردت …
آخرین پیامت توی اینستاگرام اینه: "توی تاریکی به صفحه مانیتور زل نزن چشمات ضعیف میشن" به هیولا میگم "به نظرت واقعا نگران بود یا تظاهر میکرد؟" هیولا یکم صفحه چت رو بالا پایین میکنه و میگه "از یه پیام که نمیشه فهمید ولی از چیزایی که توی این هفت سال …
دارک مود اختراع شد تا شب سفیدی صفحه اذیت نکنه و مورد مهم تر اینکه هنوزم بتونیم نوشته های وبسایت رو بخونیم! دارک مودی که اینجا نوشتم مورد اول رو داره ولی دومی رو فکر نکنم! عین زندگی خودمه! تاریک! هیچی رو نمیشه دید! همینطوری شانسی روی یه دکمه ای …
از وقتی که تو رفتی، از همه آدما فاصله گرفتم. ازشون میترسیدم. بیزار بودم از صحبت کردن باهاشون. فکر میکردم همه میخوان بهم آسیب بزنن. از طرفی فکر میکردم عه همه آدما زندگیاشون چه باحاله و در جریانه و من اینطوری راکد موندم. با این فکرها حسابی تا دلت بخواد …
باد میاد! باد خیلی خوبه. بادی که صدا داره، زوزه میکشه بهم آرامش میده! پشتِ به پنجره و رو به روی صفحه ترمینال و کدنویسی نشستم، از روی لپتاپی که سریال توش پخش میشه میتونم پرده پشت سرم رو ببینم. هیولا پشتش قایم شده. از وقتی خانوم دکتر گفته باید …