وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


قلبِ سرت...

امروز خیلی دلتنگت بودم! هر روز دلتنگت‌ام اما امروز یه جورِ دیگه بود. امروز حس میکردم کنارمی (واقعا‌ها...) ولی نمیتونستم تو رو به بقیه نشونت بدم! نمیتونستم بغلت کنم! مثل بچه‌ای که پشت ویترین اسباب‌بازی فروشی واستاده و نمیتونه اون ماشینی که دوست داره رو دست بزنه! دلم گرفت... وقتی …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۱۲

ناگفته‌ها

نمیدونم میخوام چی بنویسم! فقط میدونم میخوام بنویسم. برای همینم بود که اینجا رو خلق کردم. برای وقتایی که یه چیزی تو دلمه ولی نمیدونم چطوری بیانش کنم. این ناگفته‌ها گاهی وقتا میشن نت موسیقی، گاهی وقتا میشن نقاشی، گاهی وقتا میشن کدنویسی و گاهی وقتا میشن خطخطی‌هایی که اینجا …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۱۱

دو نوازی

کسی نمیگه شروع کنید! ما به خودمونم نمیگیم. حتی یک دو سه هم نمیگیم. اما با هم و روی ضرب شروع میکنیم. وقتی یکی جایی خراب می‌کنه اون یکی بلندتر میزنه تا فالش زدنا شنیده نشه. یه جاهایی عین پاس دادن توپ میشه، من میزنم اون وامیسته یا اون میزنه …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۱۰

اثرِ پروانه‌ای

این هفته واقعا تمرکز و تلاشم رو گذاشتم روی یادگیری موومان دوم کنسرتو رایدینگ ویولن. با ویولنم رفیق بودم و رفیق‌تر شدم. جوری میگرفتمش انگاری بغلش کردم و هر آرشه میشد یک نوازش. سر کلاس موقع ارائه تکلیفم، انقدر خوب زدم که استادم و در ادامه‌اش تمام هنرجوهای بعد از …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۰۹

من خیلی خوب بلدم سی بمل کجاس!

در حال نواختن کنسرتو رایدینگ موومان اول بودم که متوجه شدم داره نگام میکنه. هول شدم! چشمام نمیدونست ادامه نت ها رو دنبال کنه یا رد چشماشو... هول شدم! فا دو سل، به اندازه کافی نت سفید رو ویبره دادم؟ آرشه های متصل رو رعایت کردم؟ آخ.. آخ از سی …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۰۸
۳۹۲ پست ۵۵۶۲ بازدید ۶۸ روز فعالیت