وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


دروغ گفتم

دروغ گفتم... یعنی دوباره دروغ گفتم! خانم دکتر گفت بیا شام بریم بیرون. گفتم ببخشید باید برم به کلاس اسپانیایی برسم! کدوم کلاس اسپانیایی! مگه با این وضعیت قطعی اینترنت ها و نداشتن درآمدها من میتونم شهریه کلاس اسپانیایی رو بدم..!؟ تازه منشیشم اونجا بود گفت "اووو چه باکلاس!" حس …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۱۹

رفیق کلمه عجیبیه!

چند روز پیش ترفندی رو برای وصل شدن به تلگرام تست میکردم. خیلی کم سرعت و در حد چند دقیقه وصل شد. در حدی که تونستم یه پیام به یکی از دانشجوهای پایتونم که توی خارج از کشور بود بدم. همین باعث شد وضعیت آنلاینی من از a long time …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۱۶

ستاره شناسی

بهش میگم "چیه خب؟! تو که میدونی من از بچگی عاشق فضا و ستاره ها و سیاره ها بودم" هیولا یه جوری داره نگام میکنه انگار داره با خودش میگه این پسر چشه؟! همش در حال مطالعه و یادگیری! چرا نمیره با دوستاش بگرده؟! البته هیولا میدونه من دوستی ندارم! …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۱۵

آخر یه شب این گریه‌ها...

امروز موقع کدنویسی متوجه این شدم که کم کم بدون عینک کد‌ها رو هم دارم تار میبینم. آخرین باری که رفتم دکتر گفتش که چشمات دارن به آستیگمات نزدیک میشن! "کمتر گریه کن!"... خیلی دلم میخواد بدونم الان تو خوبت شده؟ خوشحالی؟ خوشبختی؟ به چیزی که میخواستی رسیدی؟ یا تو …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۱۴

اگه برات مهم نیستم لااقل دروغ نگو!

یه چیزی که خیلی اذیتم میکنه، دروغ گفتن و تظاهر کردن به اینکه "آره من دوسِت دارم" و "داداشمی و.." و "برام مهمی" هستش! مثلا من یه سرویسی راه‌اندازی کردم به اسم OTOS که یه سیستم مدیریت تسک/پروژه و یادداشت برداری سریع و همچنین ثبت حال روزانه هستش. کلا یه …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۱۳
۳۹۲ پست ۵۵۱۱ بازدید ۶۸ روز فعالیت