دروغ گفتم... یعنی دوباره دروغ گفتم! خانم دکتر گفت بیا شام بریم بیرون. گفتم ببخشید باید برم به کلاس اسپانیایی برسم! کدوم کلاس اسپانیایی! مگه با این وضعیت قطعی اینترنت ها و نداشتن درآمدها من میتونم شهریه کلاس اسپانیایی رو بدم..!؟ تازه منشیشم اونجا بود گفت "اووو چه باکلاس!" حس …
چند روز پیش ترفندی رو برای وصل شدن به تلگرام تست میکردم. خیلی کم سرعت و در حد چند دقیقه وصل شد. در حدی که تونستم یه پیام به یکی از دانشجوهای پایتونم که توی خارج از کشور بود بدم. همین باعث شد وضعیت آنلاینی من از a long time …
بهش میگم "چیه خب؟! تو که میدونی من از بچگی عاشق فضا و ستاره ها و سیاره ها بودم" هیولا یه جوری داره نگام میکنه انگار داره با خودش میگه این پسر چشه؟! همش در حال مطالعه و یادگیری! چرا نمیره با دوستاش بگرده؟! البته هیولا میدونه من دوستی ندارم! …
امروز موقع کدنویسی متوجه این شدم که کم کم بدون عینک کدها رو هم دارم تار میبینم. آخرین باری که رفتم دکتر گفتش که چشمات دارن به آستیگمات نزدیک میشن! "کمتر گریه کن!"... خیلی دلم میخواد بدونم الان تو خوبت شده؟ خوشحالی؟ خوشبختی؟ به چیزی که میخواستی رسیدی؟ یا تو …
یه چیزی که خیلی اذیتم میکنه، دروغ گفتن و تظاهر کردن به اینکه "آره من دوسِت دارم" و "داداشمی و.." و "برام مهمی" هستش! مثلا من یه سرویسی راهاندازی کردم به اسم OTOS که یه سیستم مدیریت تسک/پروژه و یادداشت برداری سریع و همچنین ثبت حال روزانه هستش. کلا یه …