وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


بهتره با این فاصله کنار بیای.

وقتی به این فکر میکنم که آدما چطوری هر جور دلشون میخواست با من رفتار کردن و در ثانی اسمشون رو "رفیق" هم گذاشتن، باعث میشه حالم از خودم بهم بخوره! و از اونجایی که بنده تراپی میرم! دنبال خوب کردن سلامت روانمم، دارم به این فکر میکنم که از …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۷

قسمت من

تو تاریکی مطلق نشستم. تقریبا مثل همیشه. به ویولنم توی تاریکی نگاه میکنم. امروز صبح تمیزش کردم، طرح هایی که روش کشیدم رو دوباره ترمیم کردم. آرشه هامو کلیفون زدم. ولی حوصله ندارم تمرین کنم الان. نگامو برمیگردونم سمت لپ تاپ، روشنه ولی نمیدونم چیکار کنم. اون کتاب که میخوندم …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۴

روانپزشک

میگه تپل شدی! لبخند میزنم! خب چی بگم! از لبخندم حس میکنه ناراحت شدم (که نشدم) سریع میگه منظورم این نیست که بد شدیا! یعنی خوب شدی! یعنی خوب بودی بهتر شدی! از این هی عوض کردن جملاتش خندم میگیره و میگم مرسی! دلم براش تنگ شده! کاش میشد زمان‌های …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۰

این مطلب توسط هیولا نوشته شده.

از موقعی که "قرص پَر" تجویز و مصرف شد نه فروپاشی روانی تجربه کرده، نه شاهد افسردگی از سر دلتنگیش بودم. من شب و روز اون رو زیر نظر دارم. چند روزی هستش که ساکته. دیگه موزیک هم گوش نمیده. صبح تا شب خیره میشه به کامپیوترش، یه سری کدهای …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۹

من یه چاقو تو کیفم دارم!

من از بچگی توی خانواده‌ای بزرگ شدم که دائما با بچه‌های فامیل، بچه‌های همسایه‌ها، بچه‌هایی که اسمشون توی مجله‌ها بود مقایسه شدم. به عنوان کسی که هیچوقت شکست رو قبول نمیکنه، همیشه سعی کردم که بهتر و بهتر بشم. مقایسه‌ها و سرکوفت زدن‌ها و انرژی‌ منفی‌ها از طرف نزدیک‌ترین آدمای …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۶
۴۱۵ پست ۶۷۹۹ بازدید ۷۰ روز فعالیت