وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


جلو (ترت) رو نگاه کن.

وقتی میخوای دوچرخه سواری رو یاد بگیری، معمولا یکی از اولین نکته‌هایی که بهت گفته میشه اینه که به جلوت، به پاهات نگاه نکن. به جلوترت نگاه کن. من تقریبا همیشه‌ی خدا اینطوری زندگی کردم. یادمه وقتایی که توی مدرسه زنگ آخر تایم اضافه میومد و همه میزدن و میرقصیدن، …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۱

حس عقب موندن از زندگی

امروز اولین روزی بود که برنامه نویسی رو به شکل حضوری درس دادم! تجربه خوبی بود که کارِ تراپیستم بود. اولش میترسیدم انجامش بدم. چند بار خواستم زنگ بزنم به تراپیستم بگم کنسل بکنه. میترسیدم از کافی نبودن، از نتونستن، از ارتباط گرفتن با آدما‌یی که صد درجه زندگی بهتری …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۰

این چند روز

از سوم مرداد که آخرین اینتر رو زدم و آخرین نوشته رو منتشر کردم تا الان، خیلی اتفاقا افتاده ولی خب چیز گفتنی نبوده برای همین نوشتنم نمیومد. نمیدونم... شاید این باشه شاید بنویسیش به پای بی حوصلگی. نتایج کنکور اومد، زبان خوندن رو شروع کردم، کلاس های جدید گرفتم، …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۸

گفت ازت میخوام که پا شی؛ پا شدم.

من عاشق اتاق زیر شیروونی‌ام. نیمه‌های شب بود که هیولا اومد دم در اتاقم گفت بانوی قرمز پوش گفته بری ببینیش. کتاب درخشش استفن کینگ رو گذاشتم کنار آباژور و از تختم اومدم بیرون. هیولا رفته بود. منم ۳۲ طبقه پله‌های قلعه سیاه رو رفتم بالا. شب طوفانی بود. باد …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۱

دیشب خواب تو را دیدم، چه رویای پرشوری!

دیشب خواب دیدم که از سر کار برگشتم خونه، غذا پختی! بوش کل خونه رو برداشته. یه لباس سفید و یه شال قرمز پوشیدی. میای به استقبالم. بغلم میکنی و بهم میگی خسته نباشی. چایی میاری و میشینیم به صحبت و غیبت! از روزم برات میگم. تو لبخندهای معناداری میزنی …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۲۸
۴۱۵ پست ۶۷۱۰ بازدید ۷۰ روز فعالیت