وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


تو بیشتر از یک "تو" بودی.

هر وقت میرم دکتر، تا ننشستم روی یکی از مبل‌های راحتی زرد رنگ، میپرسه چرا ارتباط با یکی دیگه رو امتحان نمیکنی؟ شاید کمکت کرد و فراموشش کردی! حق داره... نمیدونه تو بیشتر از یک "تو" بودی. تو ۷ سال بهترین و تنها رفیقم بودی. ۷ سال یارِ من بودی... …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۲۲

که چی!

قرصای خواب پنج روز آینده رو گم کرده بودم، برای همین رفتم تا دکتر برام دارو بنویسه. توی مطب داشتم کیفمو میگشتم که اون قرص رو پیدا کردم! دلم ولی برای دکتر تنگ شده بود آخه اون شبیه‌ترین توعه که حرفامم گوش میکنه... از مطب که زدم بیرون دم اولین …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۲۱

چرت و پرت های بعد از ۱۲

الان که دارم اینو مینویسم، بعد از کلی گریه کردن زیر پتو و فشار دادن چشمام به بالشت هستش. دوباره رفتم خاطره اون روزی که پیشت بودم رو برای هوش مصنوعی تعریف کردم تا ببینم کار اشتباهی کردم؟ بهش گفتم واقع بینانه و بدون دلگرمی و دلخوشی دادن جواب بده! …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۷

آزاد

کلاسم که تموم شد از کلینیک اومدم بیرون و دیدم اکثر آدما میرن بالا، رفتم پایین و خیابون امام رو به چپ گرفتم و قدم میزدم. یه خانومی دیدم از کیفش یه سیب درآورد و داد به یه نیازمند. یه دستفروش لیف‌هایی که خودش دوخته بود رو با سلیقه میچید …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۶

آرایه

توی برنامه‌نویسی مفهومی داریم با عنوان آرایه. آرایه چیزی هستش که میشه داخلش چندین تا چیز رو ذخیره کرد! مثل این میمونه یه برگه کاغذ بردارین و لیست کارهای امروزتون رو توش بنویسید. یا لیست خرید و... دیشب وقتی همه چراغ‌های شهر خاموش شد، چراغ ترمینال کامپیوتر من روشن شد …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۴
۴۱۵ پست ۶۳۹۰ بازدید ۷۰ روز فعالیت