وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


هر بار یک مصیبت تازه

هربار یک مصیبت تازه این غم که رفت، یک غم دیگر در سینه ات عزای عمومی ست هربار یک مُحرّم دیگر! اندوه کودکی، غم پیری ست افسوس روزهای جوانی ست شاعر بمان که اشک بریزی در سینه ی تو تعزیه خوانی ست! پشت سرت گذشته ی تاریک آینده امتداد سیاهی …

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۶

باکتریمی

توی عالم میکروب‌شناسی به زمانی که باکتری‌های زنده وارد جریان خون میشن، میگن باکتریمی. اگر این باکتری‌ها بتونن بازم زندگی کنن و سیستم ایمنی و درمان خارجی نتونه اونا رو حذف کنه، میشه سپتیسمی. زمانی که باکتریهای زنده توی خون تکثیر شدن و سم تولید کردن. این حالت باعث افت …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۶

از درد به درد فرار میکردم

کلاس اول-دوم اینا که بودم از طرف بهزیستی بهم نامه دادن که ببرم دندون پزشکی و دندونامو تقریبا مجانی درست کنه. من از دندون هم شانس نیاورده بودم! خیلی خراب داشتم. اون دندون پزشکه خیلی از اون نامه انگار خوشش نیومد! قبول کرد ولی خب با کلی بد اخلاقی! هیچوقت …

خاطرات در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۵

پرونده

یکی از عاداتی که از بچگی دارم جمع کردن اطلاعاته، ساختن پرونده از آدما. یه دفتر داشتم جلدش صورتی بود پاره پوره، این مال خیلی بچگیاس! جایی که من بلد نبودم ساعت بخونم! به جاش عقربه هاشو نقاشی میکردم توی یه گوشه و گوشه دیگه بابامو میکشیدم که داره داد …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۳

مثبت باش پسر!

تراپیستم این هفته بهم تمرین داده! که مثبت فکر کنم و فکر کنم و فکر کنم و اونقدر فکر کنم و توجه کنم که ۱۰ تا اتفاق مثبتی که برام تو این هفته میوفته و تو کیفیت زندگیم تاثیر داره رو بنویسم! و تا الان فقط یکی اتفاق افتاده! شاید …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۲
۴۱۶ پست ۸۱۲۸ بازدید ۷۳ روز فعالیت