وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


بیا بازی کنیم.

هیولا میگه بیا بازی کنیم. می‌پرسم چه بازی؟ میگه بیا بخوابیم فردا هر کی بیشتر مرده بود، برندس. می‌پرسم بیشتر مردن چیه هیولا؟ میگه بیخیال! فکر می‌کنی نمی‌شنوم یه شبا از ته دلت دعا میکنی بمیری و فردا باز زنده ای؟ میگم خب؟ مردن از این بیشتر که حتی یه …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۹

فایل در حال استفاده‌اس

توی کامپیوتر تا زمانی که یه فایل در حال استفاده باشه حالا چه مستقیم چه پشت کدهای صفر و یک اگر برنامه‌ای در حال نوشتن یا خوندن اون فایل باشه اون فایل رو نمیشه حذف کرد. کامپیوتر میگه: File in use. داشتم به این فکر میکردم چقدر کامپیوترها از روی …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۷

این قمار عاقبتش جان مرا می‌بازد

روز میلاد من است آمده ام دست کشم به سرو گوش عرق کرده ی دنیای خودم قول دادم که در این شعر فقط من باشم تا خودم با همه خود باشمو تنهای خودم رد انگشت تو بر سینه ی سیبست هنوز من غلط کرده و مغضوب خداوند شدم بعد از …

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۶

تراپیست من بهترین تراپیست دنیاس

امشب اینطوری ام: =) نیش بازمو با هیچ جارو خاک اندازی نمیشه جمع کرد. امشبو خیلی زیاد و عمیق دارم حس میکنم. هیچجوره نمیشه انکارش کرد. یا گفت دروغه یا گفت توهمه. امشب حس میکنم یکی حواسش به اون پسر کوچولو که توی نیمکت سبز رنگ ردیف اولِ کلاسِ اول …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۳

چقدر تو میگفتی، ما نمیشنیدیم

امروز صبح که بیدار شدم، قرصای صبحمو با اشتها خوردم. رد اشکای دیشبو پاک کردم و از توی کشو سوم از بالا یه نقاب خنده تمیز برداشتم زدم به صورتم. تختخوابمو مرتب کردم و از اتاق زدم بیرون. صورتمو با آب یخ شستم. مسواک زدم و طبق معمول صبحونه نخوردم. …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۲
۴۱۵ پست ۷۴۳۸ بازدید ۷۲ روز فعالیت