وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


امروز صبح که من مرده بودم.

امروز صبح که بیدار شدم، صبحونه که خوردم، نشستم پای سیستم و یه صفحه گوگل داک باز کردم، چند تا تب مختلف توش ساختم، کتاب‌هایی که خریدم بخونم ولی نخوندم، سریال‌هایی که نصفه دیدم، پروژه‌هایی که نصفه موندن، کارهایی که دلم میخواد انجام بدم، کارهایی که دلم نمیخواد ولی باید …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۲۷

مستقل بودن خوبه یا بد؟!

من از زمانی که زندگی برام شروع شد، دیدم باید مستقل باشم. لذا هیچوقت از اون یکی حالت یعنی وابسته بودن خبر ندارم! نمی‌دونم اون بهتره یا این. اما از ۴ سالگیم که دیدم هیچکس کمکم نمیکنه کمربندم رو ببندم. توی صف مدرسه وقتی اولیا میومدن دست بچه هاشون رو …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۲۶

گرگ

گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر! لاجرم جاری است پیکاری سترگ روز و شب، مابین این انسان و گرگ زور بازو چاره ی این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره چیست ای بسا انسان رنجور پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش وی بسا زور …

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۲۴

نامعلوم الحال!

حالم خوب نیست! تا حالا شده حالتون خوب نباشه و ندونید چرا؟ من هر وقت حالم خوب نیست میشینم مینویسم. مینویسم حالم خوب نیست چون این مشکل هست، حالم خوب نیست چون پولم کمه، حالم خوب نیست چون فلان اتفاق نیوفتاده، حالم خوب نیست چون فلان حس رو دارم. اما …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۲۳

حمله‌های هراس

از صبحه که دارم حمله‌های هراس زیادی رو تحمل میکنم. نمیدونمم چرا. نمیدونم چی شده. اگر داری این نوشته رو میخونی لابد تو دلت میگی مسئولش تو نیستی! آره باشه مسئول هیچی تو نیستی. کچل کردی منو. از الان تا یه مدت نامعلومی شما مسئول هیچی نیستی خب؟ اگر داری …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۲۳
۴۱۵ پست ۶۸۷۷ بازدید ۷۰ روز فعالیت