وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


تحول سایکوسوماتیک

بعد از اینکه از روی درد‌های خودم بلند شدم و به طرز عجیبی بیماری که گرفته بودم (اینجا بخونید اگر نخوندید) فروکش کرد و تموم شد! عصر آماده شدم یه سر برم بیرون و پول‌هایی که توی حساب‌های مختلف بودن رو یکی کنم و به حساب‌ها رسیدگی کنم. توی مسیر …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳

که برای من هنوز درد شماره ۱۰ تویی...

بعد از ۶ سال مریض شدم! اگر کرونا رو فاکتور بگیریم بعد از ۱۴ سال مریض شدم! حس عجیبی دارم، توی بدن درد غرق شدم و توی تب می‌سوزم. و نمی‌دونم چرا! مثل درد نبودن تو که نمی‌دونم چرا باید تحملش کنم؟ بدن درد خیلی عجیبی رو دارم تحمل میکنم.. …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۰۱

پروژه یک تسک یک لبخند

حدودا دو روز قبل، یهویی دلم خواست که یکی از ایده‌هایی که همیشه تو سرم بود رو عملی کنم. ساختن یه اپلیکیشن تو دو لیست، ولی یکم متفاوت تر. توی این اپلیکیشن میتونی بیای برای یه کار، اسم بنویسی، اهمیتش رو مشخص کنی، دسته بندی رو مشخص کنی و اضافه …

پروژه‌ها در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۳۰

محاکمه بزرگ

دیوارهای تالار اصلیِ قلعه سیاه از نو رنگ شدند و مشعل‌هایی نو به فاصله یک متر و سی و سه سانتی متر از هم روی دیوارها نصب شدند. سر میزِ درازی بانوی طلایی پوش با یه لباس طلایی رنگ که با کفش و موهاش سته ایستاده و سمت چپش شاه …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۲۸

تو نباید حالت بد باشه!

هوا کم کم داره سرد میشه. من عاشق پاییز و زمستونم. میتونم توی تاریکی و سکوت لپ تاپ رو بردارم ببرم زیر پتو و به صدای بارون یا برف یا باد گوش بدم! حالا فعلا که خبری از بارون و برف نیست ولی کامپیوتر رو خاموش میکنم و لپ تاپ …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۲۸
۴۱۵ پست ۶۸۵۰ بازدید ۷۰ روز فعالیت