bismuth

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.

دمنوش

مامان امروز برام دمنوش به لیمو آورد. هیچوقت فکرش رو نمی‌کردم واقعاً اون‌طوری که می‌گن در حفظ آرامش موثر باشه. ولی گویا که واقعاً اینطوریه و تأثیر قابل توجهی داره. می‌دونید، بعضی‌ها هستند که هیچوقت نمی‌تونم عددی رو بهشون نسبت بدم چرا که این کار یک توهین بزرگ به اعداد …
۰ ۱۴۰۵/۰۲/۱۹

امشب

همیشه یه راه حل هست. آره، هست. فقط من جرئت انجامش رو ندارم. فکر می‌کنم که خیلی‌هامون نداریم. ولی اون راه حل هست.
۰ ۱۴۰۵/۰۲/۱۸

ساعت و اجزای آن

امروز بالاخره توانستم ساعت مچی قدیمی بابا را باز کنم. مدت زیادی بود که سعی بر آن داشتم تا به نوعی به درون آن نفوذ کنم، اما به دلیل نداشتن ابزار مناسب کار انجام نمی‌گرفت. سر انجام، امروز توانستم با به کار بردن یک عدد کاردک و چاقو موفق به …
۱ ۱۴۰۵/۰۲/۱۷

دشوار

جایی شنیدم که علاقه حاصل عدم شناخت هست. فکر می‌کنم با این موضوع در دنیای روابط انسانی موافق باشم. این روزها من خیلی با آقای ۰ وقت می‌گذرونم. خوش می‌گذره. اما دلم برای خانوم ۱ هم تنگ شده. دیشب داشتیم با هم صحبت می‌کردیم. این دفعه قوی تر بودم. فکرکنم …
۰ ۱۴۰۵/۰۲/۱۳

دوربین

امروز دوربین قدیمی‌ام رو پیدا کردم. این دوربین رو وقتی به دنیا اومدم مامان برام خرید و باهاش اکثر لحظه‌های بچگی‌ام رو ثبت کرد. حس خیلی جالبی داشت. بهش احساس نزدیکی خاصی می‌کنم. دوربین همسن خودمه. مدلش PowerShot A۱۰۰۰ هست که خیلی قدیمیه. باتری‌هاش رو گم کردم. البته با باتری …
۰ ۱۴۰۵/۰۲/۱۲