bismuth

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.

سیزیف

سیزیف، تو خسته نمی شدی؟ من فکرکنم خسته شدم! از بالاکشیدن این سنگ و دوباره غلتیدنش به پایین کفری ام! گاهی سعی می‌کنم خودم رو جای تو بذارم. ولی نمی‌تونم. هی می‌پرسم که چطوری؟ شاید سنگ من از مال تو سنگین تره. نمی‌دونم! حالا کلی موهای سفید دارم که یادگاری …
۰ ۱۴۰۵/۰۳/۰۶

پس از آفرینش

به گمانم یکی از جالب ترین صحنه‌هایی که در فیلم فرانکشتاین قرار داشت لحظه‌ای بود که از او پرسیدند:«حالا می خوای باهاش چی‌کار کنی؟» و ویکتور فرانکشتاین با سردرگمی و خشم پاسخ داد:« به اینجاش فکر نکرده بودم!» جالب است. تمام ذوق و شوق ویکتور او را بر آن می‌داشت …
۱ ۱۴۰۵/۰۲/۲۵

جدی جدی

+تو عقل نداری. -از کجا فهمیدی؟ پ.ن: این بخش از مکالمه جدی جدی رخ داده. فکر می‌کردم فقط توی دنیای باب اسفنجی شنیدن چنین مکالمه‌ای ممکن باشه!
۰ ۱۴۰۵/۰۲/۲۴

دهشتناک

کمی دهشتناک است که چطور با جهان بیرون به مبادله شخصیت می‌پردازیم. شخصیت‌هایی که به مثابه خمیر مجسمه‌سازی عمل می‌کنند و مجال خشک و سفت شدن را نخواهند داشت. گاهی به خود نظر می‌کنم و دیگران را می‌بینم. افرادی که با آن‌ها تعامل داشته ام و به نوعی، خودآگاه یا …
۱ ۱۴۰۵/۰۲/۲۳

اصل لانه کبوتری

اصل لانه کبوتری یکی از ساده ترین اصول در ریاضیات هست که به راحتی می‌شه اون رو درک کرد. «اگر تعدادی لانه داشته باشیم و تعداد کبوتر ها بیشتر از تعداد لانه‌ها باشه و همه‌ی کبوتر‌ها به لانه‌ها برن، حداقل یک لانه وجود داره که در اون بیش از یک …
۰ ۱۴۰۵/۰۲/۲۱