نمیدونم میتونم این کار رو انجام بدم؟ میتونم این دروغ رو بگم؟ میخوام یه بار برای همیشه به دکترم و تراپیستم، بگم شنیدم تو تصادف کردی، توی مسافرت نوروزی و تو و یه بچه کوچیک دیگه مردین. چیه؟ اونطوری نگام نکن. اولین دروغ رو تو گفتی. یادته؟ گفتی با تمام …
ببخشید بابا اگر بیشتر از این چیزی برام میذاشتی، تعریف بهتری از تو و خودم داشتم. اما وقتی توی نبودت هر کی هر جوری دلش خواست با ما رفتار کرد، همیشه انگار پایین تر بودیم، همیشه فرق گذاشته شد بین من و خواهرم با بقیه فامیل، مامانم حتی.. من چیزی …
به تراپیستم گفتم وسواس تقارن دارم دوتا کارتخوان گذاشت جلوم گفت از هرکدوم پونصد و پنجاه بکش :) اونی که باید، میفهمه که این جوک نبود...
ترکیبی از اضطراب، استرس، ترس، نگرانی، دلشوره، بی حوصلگی، بی انگیزگی، ناامیدی، توی رگ به رگ من جریان داره. هیچ قرصی اثربخش نیست، هیچ انگیزه ای اونقدر محرک نیست که منو بلد کنه بذاره جلوی کتاب ها که بخونم. که تموم بشه این کنکور لعنتی و نتیجه دار تموم بشه. …
اگه حق داشتم یه لیست درست کنم از کارهایی که دوست دارم توی دنیای بعدی داشته باشم. دو تا گزینه مینوشتم فقط. یکی بستنی فروش. یکی قاتل سریالی. در مورد بستنی فروش بعدا صحبت میکنیم. اما بیا الان در مورد قتلهایی که برنامه دارم انجام بدم صحبت کنیم. من کلا …