من توی این پست در مورد پروژه یک تسک یک لبخند یا One Task One Smile یا به اختصار (OTOS) صحبت کرده بودم. امروز اومدم این پروژه رو در بستر تلگرام به شکل یک بات تلگرام نوشتم و هر کسی بخواد میتونه ازش استفاده کنه. فقط کافیه برین به بات: …
بالاخره یه روز، یه روز که ارتودنسی دندونامو برداشتم، حوصلهشو داشتم، انگیزهشو داشتم، وقتشو داشتم، میرم سراغ کیکبوکس... خیلی دوست دارم توی یه مسابقه شرکت کنم! مهم نیست ببرم یا ببازم. مهم اینه بعد از اون همه مشتی که خوردم، آخر بازی که همه چی تموم شده، اون حس قشنگ …
وسط رودخونه یه سنگ بزرگ بود، گفتی بشینیم اونجا. دور و برمون کلی خانواده بودن اومده بودن گردش و من لا به لای نگاهام به تو چقدر واقعا حس میکردم به تبدیل شدن من و تو به یک خانواده نزدیکیم. حسم اشتباه بود؟ گمون نکنم... خوندم برات... "خوشگل زیاد پیدا …
در جهت انجام دادن کارهای جدید که ذهنم رو درگیر کنه امروز اولین جلسه از کلاس اسپانیایی رو شرکت کردم. همیشه اسپانیایی رو دوست داشتم و دست و پا شکسته سعی میکردم جملات عاشقانه برات به اسپانیایی بنویسم! بد نیست.. ذهنم مشغول میشه. از طرفی به شکل حرفه ای شطرنج …
با هیولا نشستیم لبه پشت بوم و پاهامون رو آویزون کردیم به سمت پایین، دستامون سردی ایزوگام رو میمکه تو خودش. میگم "عه" هیولا میگه "چی شده؟" میگم "تازه متوجه شدم که دیگه بدون عینک ستارهها رو نمیبینم!" یکم که سکوت و هوا لقمه میکنیم و میخوریم، میگم "چه هوای …