وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


به روش‌هایی که تو را کُشتم..!

وقتی دیدم نمیتونم با نبودنت کنار بیام. وقتی دیدم دوز قرص‌ها دیگه عادی شده. وقتی افکار مزاحم از تصور تو با بقیه من رو خاک کرد. شروع کردم به ساختن سناریوهای مختلف از کشته شدن تو! چون دیدم تحمل غم مردن تو، خیلی راحت‌تر از مردن خودمه وقتی تو دور …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۱۲/۰۲

پیوسته

یه درد پیوسته توی دست چپم دارم و یه فکر پیوسته به کلی چیزهای منفی! خانم دکتر میگه پیوسته بودن توی یه کاری همیشه جواب میده! پس چرا پیوسته دوست داشتن تو جواب نداد؟ بگذریم! برای پیوسته ادامه دادنِ کاری که میلیون‌ها سال بعد قراره بهم نتیجه بده، زیادی خسته‌ام... …

در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۸

جادو

هرگز به جادو اعتقاد نداشتم، تا وقتی که ناپدید شدنش رو تماشا کردم... "I never believed in magic Until I watched it dissappear"- Gnarls Barkley

توییت در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۸

از جهان رها

یکی از معدود روزهایی از سال هست که حالم خوبه. با اینکه هیچی خوب نیست! اما بالاخره یاد گرفتم با منطق و فلسفه و روانشناسی، خودم رو آروم کنم و لحظه‌ها رو کنترل کنم و بهترینِ لحظه‌ها باشم. خیلی هنوز توش خوب نیستم. ممکنه یه جاهایی بلغزم و از مسیر …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶

شیمی خوار

ساعت داره یک میشه و هزار بار این آلارم کوفتی یادآور قرص صدا زده. بالاخره پامیشم دو تا قرص آرامش پین شده برمیدارم و چراغ مطالعه رو روشن میکنم و از توی کشو قیچی رو برمیدارم و یکی رو نصف میکنم. هیولا میخنده میگم "زهر مار، تو بهتر بلدی اینو …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۴
۳۹۲ پست ۶۰۱۴ بازدید ۶۹ روز فعالیت