وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


هیولایی به نام "که چی؟"

به جایی از زندگی رسیدم که هر کاری میخوام انجام بدم یه صدای خیلی بلندی میگه "که چی؟" و واقعا وقتی میشینم بهش فکر میکنم میبینم که هیچی... زده شدم.. میدونی؟ از همه چی زده شدم! به هیچکاری دستم نمیره. کدنویسی‌هام بی دلیله. زبان خوندنم. نوازندگیم. من هیچ دلیلِ خوبی …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۱

در رفتگی!

خیلی تکراری و کلیشه‌ای هستش اگر بگم اولین روز از سال جدید رو با فکر تو گذروندم. موقع سال تحویل فقط میخواستم به تو پیام بدم. نوشتمش. اما پاک کردم چون چشمم به پیام قبلی که داده بودی افتاد... امروز حس آدمی رو داشتم که یه استخونش (شایدم بیشتر) در …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۱

من خوشم بی تو...

بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو شب از فراق تو می‌نالم ای پری رخسار چو روز گردد گویی در آتشم بی تو دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو اگر تو با …

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۴/۱۲/۲۹

تنهایی یعنی چی؟!

بی هوا ازم بپرسی "تنهایی یعنی چی؟" میگم تنهایی یعنی قرصای افسردگیت روی میز (در معرض دید) ولو شده باشه ولی هیچکس نپرسه اینا چیه؟ چرا میخوری؟ از کِی میخوری؟!

توییت در تاریخ ۱۴۰۴/۱۲/۲۸

سیاهِ سیر

ازم میپرسه رنگ مورد علاقه‌ات چیه؟ میگم سیاهِ سیر! میگه سیاه شنیده بودم. ولی سیاهِ سیر نه! میگم سیاه رنگیه که همه طول موج ها رو جذب میکنه و هیچی رو بازتاب نمیده. سیاهِ سیر رنگیه که دیگه هیچ طول موجی رو جذب نمیکنه. هیچی هم بازتاب نمیده. همه چی …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۱۲/۲۵
۳۹۲ پست ۵۸۹۰ بازدید ۶۹ روز فعالیت