وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


گیلدخت

مثل آن شیشه که در همهمه باد شکست! ناگهان باز دلم یاد تو افتاد شکست! با شب غرق غم و تیره و تارم چه کنم… با دلی تنگ که از داغ تو دارم چه کنم بی قرارم چه کنم… غصه‌ی رفتن تو داده بر باد مرا… باورم نیست چنین برده‌ای …

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۳

پروژه مود ریکوردر!

امروز فهمیدم که شدتِ حالِ بدم رو میشه از تعداد برنامه‌هایی که در طول روز مینویسم فهمید! هر چی برنامه‌های بیشتری مینویسم یعنی حالم بدتره! وسط همین فکرا بودم که گفتم هی! چرا یه برنامه برای ثبت و تحلیل حال و روزم ننویسم؟ مثلا یه برنامه که در طول روز …

پروژه‌ها در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۲

آدمای مهربون

آدم مهربونیِ بعضی آدما رو که میبینه، دلش نمیخواد بمیره! دلش میخواد عین اونا زندگی کنه!

توییت در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۲

من دقیقا شدم همون چیزیو که نباید...

به خودم نگاه میکنم، به گذشته‌ام، به مسیری که اومدم، به کارهایی که کردم، به کارهایی که نکردم، نمیدونم چرا بعد از این نگاه کردنا همیشه از خودم بدم میاد. شاید به خاطر اینکه اون چیزی نشد که باید! شاید به خاطر کمالگراییه که فکر میکردم یه مسیری رو بدون …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۲

هدفگذاری برای سالِ پیشِ رو

سال قبل، داشتم به خودم میگفتم که کاش من "فلان چیز" رو یاد داشتم! خیلی خفن میشد. بعدش گفتم بیام هدفگذاری کنم که سال بعدی همین موقع (که یعنی امسال میشه) این چیزی که میخوام رو یاد بگیرم. اما بعدش یه چیزی توم گفت که "چه فایده؟ اون موقع دیگه …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۱
۳۹۲ پست ۵۸۷۷ بازدید ۶۹ روز فعالیت