من توی دنیای کامپیوتر آدم مرتبیام. تمام فایلها برچسب میخورن، مرتب میشن، توی پوشههای مخصوص قرار در میگیرن. هر چند هفته یک بار این پروسه مرتبسازی رو انجام میدم. بهم آرامش میده. این مرتبسازی رو توی مواقعی مثل الان که اینترنتی نیست که شبا سرم رو گرم کنم باهاش، بیشتر …
نکته تاریک زندگی اینجاس که نمیدونی روزایی که داره میگذره، روزای خوبته یا روزای بد! بعضی وقتا به این فکر میکنم از این بدتر دیگه نمیشه! یا اگر بشه هم من دیگه حسی بهش ندارم! حدودا دو ماهه که درآمد من (منِ مدرسِ برنامه نویسی) صفرِ مطلق شده. از تمام …
تا اینجا هر برنامه ای مینوشتم صرفا برای خودم بود. یعنی تا یک سال پیش پروژه ای ننوشته بودم که قرار باشه موندگار باشه. یعنی نیاز باشه که مدام به روز بکنم. برای همین تا الان فکر میکردم بزرگترین لذت برنامه نویسی، بخشی هستش که کدها رو مینویسم. بعدش که …
خیلی چیزا هستن که به ظاهر کوچیکن و اهمیتی ندارن اما برای من خیلی حس خوبی ایجاد میکنن! مثلا راننده اسنپ که وقتی عابر پیاده دید، ترمز زد و با لبخند بهشون گفت "بفرمایید اول شما رد شین..." یا مثل اون خداحافظیِ خانم دکتر، یا مثل حرفی که در مورد …
آدم با کسایی که دوستشون داره، قمار نمیکنه! بازی شاید بکنه. قمار ولی نه. اینو که گفت، رو کردم سمتش و گفتم "چرا الان اینو بهم میگی هیولا؟ از خیلی وقت پیش چرا نگفتی بهم؟" گفت باید بهش میرسیدی! به ساعت نگاه میکنم ساعت پنج و بیست و هفت دقیقه …