وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


حداقل خودت با خودت مهربون باش!

این چند جمله از طرف خودمه به خودم... اگه روز سختی داشتی. اگه فروپاشی های روانی زیادی رو تجربه کردی. اگه روز شانست نبوده. اگه خیلی کار کردی و خسته ای. اگه حس های بد از اطرافیانت گرفتی. اگه درس نخوندی. اشکالی نداره. شده دیگه! از همه طرف داری میخوری! …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۰۵

ستاره‌ها

امشب ستاره‌ها رو بی عینکم هم میشد ببینم! اخه خیلی زیاد و پر نورن. خیلی هوا صافه. وقتی راه میری یه حس خنکی صورتتو نوازش میکنه. این هوا جون میده برای پیاده روی، زیاد و طولانی، بعد که به یه سوپرمارکت شبانه روزی رسیدیم، دو تا بستنی هم بگیریم بخوریم! …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۰۴

من عصبانی ام

با یه پای زخمی اومدم نشستم اتاقم. حال ندارم بشینم پشت سیستم. لپ تاپ رو روشن کردم و همینطوری دارم ول میچرخم. دارم به این فکر میکنم چقدر تنهام! تنهایی گاهی وقتا به این معنی نیست که کسی کنارت نباشه. تنهایی بعضی وقت ها مثل الانِ من به این معنیه …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۰۴

هیولا عاشق رز آبی بود.

ساعت ۳۶ دقیقه از چهارشنبه ۲۳ آپریل گذشته. خودمو به بی اشتهایی زدم سر شام و حالا دزدکی رفتم نون و ماست آوردم پشت میز کامپیوتر میخورم. فرندز میبینم و تلخ ترین خنده ها رو روی صورتم رسم میکنم. اصلا چه معنی میده این وقت شب توی این شرایط من …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۰۳

زندگی فقط مال یه عده اندکه!

یه بار نشستم تو اسنپ، دیدم آقاهه یه انگور گذاشته جلو ماشین، یه جوری با لذت یه دونه یه دونه پشت چراغ قرمز میخورد، که حسودیم شد به شدت خوشبختیش! بعضی آدما هستن زندگی توشون جریان داره. فارغ از کار، موقعیت اجتماعی، شغل، پول، ارتباطات، هر جا باشن، هر چی …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۰۱
۴۱۵ پست ۷۰۳۸ بازدید ۷۱ روز فعالیت