تقریبا ده سال پیش من با یه بازی آشنا شدم به اسم ۲۰۴۸ که توش باید اعداد رو به چهار جهت میکشیدیم و کاشی اعداد به هم میخوردن و بزرگتر میشدن. اول ۲ بود بعد دو تا ۲ میخورد به هم میشد ۴ بعد ۸ بعد .... همینطوری کاشی ها …
وقتی پستهایی با مضمون اینکه "اگر کسی رو دوست داری، سعی کن زیادی بهش نزدیک نشی" رو میبینم، حالم بهم میخوره! اینکه باید سیاست داشته باشی! با پا پیش بکشی با دست پس بزنی! اینکه اگر کسی رو دوست داری نباید بذاری بفهمه که دوسش داری! مزخرفه! اگر بخوای اینطوری …
اون سالی که ماجراهای مهسا امینی و در ادامهاش رخ داد، اینترنت ملی شد و منی که کسب و کارم وابسته به اینترنت بود تقریبا تمام درآمدم صفر شده بود. یادمه زمانی که قرار گذاشتیم همو ببینیم، یک هفته قبلش من کلی کار کرده بودم که بلیت قطار و ... …
از زمانی که اینترنتا رو قطع کردن استرس کارم رو دارم. راستش من تقریبا کل کار و درآمدم از طریق اینترنت و برنامه نویسی و تدریس هستش. که با این اوضاع داره میشه یک ماه که نتونستم هیچ کار و درآمدی داشته باشم. همه دوستام که کارشون اینترنتی هستش اینطوریه. …
به نظر من آدما تا جایی حقِ تصمیمگیری در مورد انتخاب کردن دارن که "فقط و فقط" به خودشون مربوط باشه. مثلا من دوست ندارم کله پاچه بخورم! انتخاب میکنمش چون فقط به خودم ربط داره! طرف دیگه ماجرا کله پاچهاس که فکر نکنم بهش بربخوره که من دوسش ندارم! …