به نظرم بد نیست آدم هر چند وقت یه بار برگرده به پشت سرش نگاه کنه. اتفاقایی که افتادن، چه چیزایی اذیتشون کرده؟ چه چیزایی شادشون کرده؟ من هر موقع برمیگردم به پشت سرم نگاه میکنم، میبینم فقط خودم موندم، لپ تاپم، سازم، نوشتههام، سریالا و فیلمهام، کتابهام... آدما؟ هیچوقت. …
من خیلی از تغییر خوشم نمیاد! برای همین هر چقدرم وضعیتی که توشم بد باشه، بازم به خیلی چیزا ترجیحش میدم! (مثلا همینی که اولین چیز تو ذهنم میاد!) اما از اونجایی که بلاگ بیان ترکیده، فعلا کوچ کردم اینجا! و احتمالا تمامی نوشتههایی که توی بیان نوشتم رو اینجا …
امسال میخوام کارهای زیادی انجام بدم. مثل سالهای قبلی نیست که تازه میشد ۲ خرداد و بعدش به این فکر میکردم امسال بیام و اهدافم رو بنویسم! نه... امسال تمام این اهداف رو نوشتم ولی مهم تر از همشون اینه که امسال خودآگاهترین نسخه از خودم بشم. میخوام مثل سالهای …
من نه نویسنده خوبیام، نه حوصله نوشتن کتابهای بلند بالا رو دارم، فقط یه آدم افسردهام که بعضی وقتا دچار فروپاشی روانی میشه و توی این کتاب تلگرامی روشهایی رو میگه که رفیقترین یارش اونو کشته! https://t.me/the_ways_you_killed_me دوست داشتین عضو بشین، دوست نداشتین نشین، بدتون اومد ریپورت کنید اصلا. چه …
نشسته بود و از حرفهای پشت سرم میگفت و من.. من داشتم تخمه میخوردم و به این فکر میکردم این تخمهها چقدر خوشمزس!