وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


اگه یه روزی بچه دار شدم...

اگه یه روزی بچه دار شدم، هر روز بغلش میکنم. هر روز با عشق بهش نگاه میکنم. هر روز دورش میگردم. رفیقش میشم. طوری باهاش رفتار میکنم که مجبور نباشه بهم دروغ بگه. راست درست رو خودم میرم تا اونم یاد بگیره. هر هنری داشت، هر شغلی داشت، هر نمره‌ای …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۰۴

چون معذرت‌خواهی برام مهمه

گاهی وقتا به سرم میزنه برم از دوستایی که دوستی رو باهاشون تموم کردم، معذرت‌خواهی بکنم! یهویی دلم براشون تنگ میشه. اما طولی نمیکشه که این فکر به سرم میزنه اونا مقصر بودن! اونا چرا هیچوقت نیومدن معذرت‌خواهی کنن؟ حتی چقدرم راحت رفتن! انگار منتظر بودن... پس من چرا برم …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۰۲

کنترل + سی

توی یه خیابونی که نمیشناسم راه میرم و یه لحظه میبینم میون یه مه غلیظ چقدر تنهام! به جز صدای نفس‌هام و صدای پام که هی میخوره به کیسه خرید. به این قدم زدن که فکر میکنم عصبیم میکنه. نمیدونم چند ساعته همینطوری دارم میرم. عین یه برنامه که توی …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۳۰

من از برف متنفرم!

شاید کمتر کسی پیدا بشه که از برف متنفر باشه! اما من از برف متنفرم! از قدیم گفتن برف و اندوه! برف من ناراحت میکنه. برف منو یاد غصه‌هام میندازه. من از برف متنفرم! برف ساکته. من از سکوت متنفرم. مثل سکوتِ وقتی که تو رفتی. با اینکه دیگه کفش …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۲۹

بینی!

صبح که بیدار شدم، رفتم دست و صورتمو بشورم، آب سرد رو که پاشیدم رو صورتم، رفتم دست بکشم، دستم از پیشونی که رسید به بینی یه آخ بلند گفتم! و تازه یادم اومد دیشب چی شده بود. با هیولا دعوام شد. هی میگفت "هنوز دوستش داری! هی میگفت هنوز …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۲۸
۴۱۵ پست ۶۰۷۱ بازدید ۶۹ روز فعالیت