اولش فکر میکنی ضعیف و منفعل شدی که دیگه چیزها مثل قبل برات اهمیت ندارن، بیشتر سکوت میکنی، رها میکنی و کمتر میجنگی ولی بعد که پیش میری متوجه میشی که فقط اولویتهات عوض شدن:) ینی پاش که برسه میبینی چطوری اسکندر درونت بیدار میشه.
زندگی حتی وقتی انكارش میكنی، وقتی نادیدهاش میگیری، حتی وقتی نمیخواهیاش از تو قویتر است. از هر چیز دیگری قویتر است. آنهایی كه از بازداشتگاههای اجباری برگشتهاند، دوباره زاد و ولد كردهاند، مردان و زنانی كه شكنجه دیده بودند، كه مرگ نزدیكانشان و سوخته شدن خانههایشان را دیده بودند دوباره …