امروز داشتم با آقای ۲ دارت بازی میکردم. نمیدونم چطوری، ولی برای من دائماً به قسمت مرکزی اصابت میکرد. آقای ۲ دائم بهم میگفت:« خوش به حالت، تو چقدر شانس داری!» سر آخر اعصابش خرد شد و دیگه نذاشت باهاش دارت بازی کنم. بهم گفت که برم! از دست این …
برای آقای ۲ هوش مصنوعی وصل کردم. خیلی دلش می خواست که با هوش مصنوعی صحبت کنه و هروقت می دید که بقیه دارن از هوش مصنوعی استفاده می کنن به نوعی کنجکاو می شد. امروز، از من پرسید که می تونم یک وقتهایی موبایلت رو بگیرم و با هوش …