پاشدم اتاقو مرتب کردم، نشستم پشت سیستم دارم برای همه چی برنامه میچینم. دیگه نمیتونم اجازه بدم همینطوری روزا بگذره. الکی، پوچ، بدون هیچکاری. یه جا نوشته بود اگه میخوای به چیزایی برسی که تا حالا نداشتی، باید کارهایی رو انجام بدی که تا حالا انجام ندادی! خب نمیشه که من همش حرفشو بزنم دوست دارم فلان دانشگاه قبول بشم، دوست دارم فلان شغل رو داشته باشم و بعدش همه رو بزنم به دیوار، بعد بشینم پای سریال دیدن! منطقی نیست. خوابم میاد خیلی. ولی تا برنامه‌ها رو نچیدنم نمیخوابم. قول.