در عرض یک هفته، یکی گفت: وصل اینترنت باعث از دست رفتن «افتخارات» ما می‌شود.
دیگری گفت: اگر اینترنت می‌خواهید، بروید افغانستان و کشورهای دیگر.
و یکی دیگر، با همان اعتماد به نفس همیشگی، گفت: باز بودن شبکه‌های اجتماعی خارجی نتیجه‌ی خیانت برخی سیاسیون است.

همه‌ی این‌ها را کسانی گفتند که تریبون دارند، رسانه دارند، و برای مردم تصمیم می‌گیرند.

یک سؤال ساده:
آدم سالم، حرفی می‌زند که مردم را با خود دشمن کند؟
یا این سطح از بی‌فکری، فقط از جماعتی برمی‌آید که جز خودشان و ایدئولوژیشان چیزی نمی‌بینند؟

۸۰ روز گذشته.
۸۰ روز قطع اینترنت در کشوری که اسمش را «عادی» گذاشته‌اید. و در تمام این مدت، چیزی جز بهانه نشنیدیم.

البته حق هم دارید.
چون ظاهراً «افتخارات» شما، با وصل شدن اینترنت از بین می‌رود.

افتخاراتی که با اینترنت نابود شود،
از اول هم چیزی برای افتخار کردن نداشته.

و اما آن‌که گفت: «اگر دوست ندارید، از کشور بروید»
این‌جا ایران است.
کشور من است، نه ملک شخصی تو.

و تویی که امروز این‌طور حرف می‌زنی،
به جایی رسیده‌ای که اسمَت، از حرف‌هایت هم زننده‌تر شده.
جایی که دیگر نه قابل دفاعی، نه قابل فراموش شدن.

و خطاب به آن دیگری که گفت باز بودن شبکه‌های اجتماعی «خیانت» است
اجازه بده جمله‌ات را اصلاح کنم:
بسته بودن شبکه‌های اجتماعی، خیانت است.
و یکی از مصداق‌هایش، خودِ تویی.

و در نهایت
یک واقعیت ساده که خوب هم می‌دانید:
قطع اینترنت هیچ‌وقت عادی نمی‌شود.

همین حالا هم مردم، با هر سختی‌ای، راهشان را پیدا کرده‌اند.
و این یعنی چیزی که شما ساختید،
نه کنترل بود،
نه مدیریت
فقط یک شکست مفتضحانه بود.