امروز مصاحبه‌ی حمیدرضا احمدی، مدیرعامل ایوند و نایب‌رئیس کمیته اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک تهران، در دیجیاتو منتشر شد.
قبل از هرچیز، فکر می‌کنم بد نیست بگم که ما درک می‌کنیم شما در جایگاهی هستید که باید در انتخاب کلماتتون محتاط باشید. تجربه این سال‌ها هم نشون داده هر کسی صریح‌تر حرف بزنه، معمولاً هزینه‌ش رو می‌ده. از این بابت، ایرادی بهتون وارد نیست.
اما من به‌عنوان کسی که از سال ۹۰ وارد این حوزه شده و خودش رو عضوی از این جامعه می‌دونه، حق دارم امروز مقابل بعضی از حرف‌هاتون بایستم.
در بخشی از مصاحبه گفتید که این وضعیت احتمالاً یکی دو سال ادامه خواهد داشت، چون گروهی مقدماتش رو فراهم کرده. همین جمله، فارغ از نیت شما، بار منفی سنگینی به فضای این حوزه تزریق می‌کنه. از کسی در جایگاه شما، که در کمیته اینترنت و زیرساخت حضور داره، انتظار میره حساسیت بیشتری نسبت به اثر چنین حرف‌هایی وجود داشته باشه.
جایی هم اشاره کردید که در شرکت شما هنوز به اینترنت قبل از جنگ دسترسی دارید و حتی در توییتر از روزمرگی‌ها می‌نویسید. این فاصله‌ای که ناخواسته بین شما و بخش بزرگی از مردم ایجاد می‌کنه، قابل چشم‌پوشی نیست. مخصوصاً وقتی خیلی‌ها، به‌ویژه در جامعه برنامه‌نویس‌ها، عملاً با اختلال جدی در کار و زندگی‌شون مواجه شدن.
نکات مصاحبه‌تون کم نبود؛ هم مثبت، هم قابل نقد. اما چند نکته هست که نمی‌شه ازشون گذشت.
وقتی از گلایه مردم درباره ننوشتن روزمرگی‌ها حرف می‌زنید، شاید بد نباشه به این فکر کنیم که چرا چنین انتظاری اصلاً زیر سؤال رفته. در شرایطی که اینترنت قطع شده و خیلی از کسب‌وکارها آسیب دیدن، نوشتن از روند عادی کار و زندگی، برای خیلی‌ها بیشتر شبیه بی‌توجهی به واقعیت تلخ این روزهاست تا «عادی بودن».
از طرفی، وقتی درباره محدود شدن VPNها صحبت می‌کنید، اما به‌صراحت از قطع یا اختلال گسترده اینترنت حرفی زده نمی‌شه، انگار بخشی از واقعیت نادیده گرفته می‌شه. وقتی حتی سایت‌هایی که همیشه در دسترس بودن بالا نمیان، ماجرا خیلی فراتر از صرفاً بستن VPNهاست؛ نکته‌ای که خود خبرنگار دیجیاتو هم بهش اشاره کرد.
یک سؤال مهم هم این وسط بی‌پاسخ می‌مونه: چرا درباره بازار غیرشفاف فروش کانفیگ‌ها و نقش مافیا در این فضا صحبت نمی‌شه؟ این چیزی نیست که فقط یک تحلیل تخصصی باشه؛ تبدیل شده به یک برداشت عمومی. خیلی‌ها الان دارن به این فکر می‌کنن که در شرایطی که منابع درآمدی کشور محدود شده، آیا این وضعیت خودش به یک مسیر درآمدزایی جدید تبدیل نشده؟
در مورد «طبقه‌بندی اینترنت» هم به نظر می‌رسه داریم خیلی راحت با یک مسیر اشتباه کنار میایم، فقط با این توجیه که «فعلاً باید از بحران عبور کنیم». اما تجربه نشون داده بعضی تصمیم‌ها موقتی نمی‌مونن.
من وارد بحث ریشه‌های این بحران یا جنگ نمی‌شم، چون تخصصش رو ندارم. اما در حوزه تکنولوژی، به‌عنوان عضوی از این جامعه، احساس مسئولیت می‌کنم که بگم این مسیر، مسیر درستی نیست.
شما، من، رسانه‌ها و همه‌ی ما اگر قراره نقشی داشته باشیم، باید در برابر عادی‌سازی این شرایط بایستیم، نه اینکه بهش تن بدیم. اینترنت طبقاتی، حتی اگر با اسم‌های لاکچری ارائه بشه، در نهایت به جایی می‌رسه که «هویت دیجیتال» برای خیلی‌ها بی‌معنی می‌شه.
مسیر اشتباه، اگر به موقع متوقف نشه، فقط عمیق‌تر می‌شه. تجربه فیلترینگ هم نشون داد که این مدل تصمیم‌ها، در نهایت شکست می‌خورن؛ اما هزینه‌ش رو مردم می‌دن. ترس اینجاست که این‌بار هم همون چرخه تکرار بشه و ما بمونیم و اینترنتی که دیگه وجود نخواهد داشت.
امیدوارم به جایی برسیم که این نگاه‌ها بازنگری بشه؛ نه اینکه با راه‌حل‌های اشتباه، بیشتر در این وضعیت فرو بریم و بقیه رو هم با خودمون پایین بکشیم.
به امید روزی که ایران، آزادتر و در ارتباطی سالم با دنیا باشه.
تا اون روز، شاید بد نباشه همون‌طور که مانی قاسمی می‌گه، کمی رویاپردازی کنیم. همین رویاهاست که توی این روزهای تاریک، کورسوی امید رو زنده نگه می‌داره.

پیوست لینک مصاحبه
https://digiato.com/iran-technology-news/the-moral-problem-of-class-internet