آقایانِ در مسند قدرت؛ رئیسجمهور، رئیس دادگستری، نماینده مجلس و دیگر مسئولان،
مخالفت، اگر به عمل نینجامد، جز پژواکی بیثمر در هوای سنگین این روزگار نیست.
شما که بر سریر حاکمیت تکیه زدهاید، بیش از هر کس موظف به تدبیر و اقدامید، نه صرفاً اظهار نظر. در هنگامهای که کشور در تلاطم بحران و جنگ میتپد، اینترنت ـ این رشته ناپیدای نجات ـ میتواند جانها را از خطر برهاند، اما این رشته گسسته است.
اکنون نیز سخن از طبقهبندی و محدودسازی آن به میان است؛ گویی حقِ دسترسی، امتیازیست برای عدهای، نه حقی برای همگان. اگر شما که در رأس امورید، قدمی برندارید، کدام دستِ پنهان قرار است این گره کورِ بیعدالتی را بگشاید؟
نزدیک به شصت روز است که چراغ ارتباط در خانههای مردم کمسو یا خاموش است. آنچه دیدهایم، نه تدبیر که بیشتر سخن از مخالفت بوده است. و در همین سکوت، گروهی اندک به شبکهای دست یافتهاند که دیگران از آن محروم ماندهاند؛ شکافی که هر روز عمیقتر میشود.
شما که داعیه انسانیت دارید و بانگ حمایت از مظلومان جهان برمیآورید، رواست که مردمان خویش را در این خاموشی و انزوا رها کنید؟
در دیگر سرزمینها، حتی در میانه آتش و آشوب، رشته ارتباط گسسته نشد؛ بلکه کوشیدند آن را استوارتر کنند. اما اینجا، سکوتی سنگین بر ارتباطات سایه افکنده است.
بس است...
مردم خستهاند،
نه فقط از خاموشی اینترنت،
که از خاموشی پاسخها.